الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

437

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

و اندام او بر گيرد و چشم خود را پائين اندازد گويى از نگاه خويش كاسته است و آن صحنه اى را كه ممنوع است از منطقه ديد خود به كلى حذف كرده . قابل توجه اينكه قرآن نمىگويد از چه چيز چشمان خود را فرو گيرند ( و به اصطلاح متعلق آن فعل را حذف كرده ) تا دليل بر عموم باشد ، يعنى از مشاهده تمام آنچه نگاه به آنها حرام است چشم برگيرند . اما با توجه به سياق آيات مخصوصا آيه بعد كه سخن از مساله حجاب به ميان آمده به خوبى روشن مىشود كه منظور نگاه نكردن به زنان نامحرم است ، شان نزولى را كه در بالا آورديم نيز اين مطلب را تاييد مىكند ( 1 ) . از آنچه گفتيم اين نكته روشن مىشود كه مفهوم آيه فوق اين نيست كه مردان در صورت زنان خيره نشوند تا بعضى از آن چنين استفاده كنند كه نگاههاى غير خيره مجاز است ، بلكه منظور اين است كه انسان به هنگام نگاه كردن معمولا منطقه وسيعى را زير نظر مىگيرد ، هر گاه زن نامحرمى در حوزه ديد او قرار گرفت چشم را چنان فرو گيرد كه آن زن از منطقه ديد او خارج شود يعنى به او نگاه نكند اما راه و چاه خود را ببيند و اينكه « غض » را به معنى كاهش گفته‌اند منظور همين است ( دقت كنيد ) . دومين دستور در آيه فوق همان مساله حفظ « فروج » است . « فرج » چنان كه قبلا هم گفته‌ايم در اصل به معنى « شكاف » و فاصله ميان دو چيز است ، ولى در اين گونه موارد كنايه از عورت مىباشد و ما براى حفظ معنى كنايى آن در فارسى كلمه « دامان » را به جاى آن مىگذاريم . منظور از « حفظ فرج » به طورى كه در روايات وارد شده است پوشانيدن

--> ( 1 ) در اينكه « من » در جمله « * ( يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ ) * » چه معنى دارد ، مفسران احتمالات مختلفى داده‌اند بعضى آن را براى « تبعيض » و بعضى « زائده » و بعضى « ابتدائيه » دانسته‌اند ، ولى ظاهر همان معنى اول است .